1
00:00:09,410 --> 00:00:10,240
‫همه‌فن‌حریف، ولی بی‌تیم

2
00:00:10,530 --> 00:00:17,790
‫همه‌فن‌حریف، ولی بی‌تیم

3
00:01:29,980 --> 00:01:34,950
‫قسمت ۷: همه‌فن‌حریف دنبال احساساتش میره

4
00:01:35,770 --> 00:01:38,240
‫اون... نور تله‌پورتـه!

5
00:01:41,020 --> 00:01:42,490
‫هی، چی شد؟

6
00:01:42,490 --> 00:01:44,410
‫یهو از سیاه‌چال منتقل شدیم بیرون!

7
00:01:45,670 --> 00:01:46,910
‫اون چیه؟

8
00:01:47,290 --> 00:01:48,630
‫بریم ببینیم.

9
00:01:50,300 --> 00:01:52,090
‫ببخشید! راه رو باز کنید!

10
00:01:58,090 --> 00:01:59,590
‫اژدهای سیاه...!

11
00:01:59,590 --> 00:02:00,720
‫صبر کن!

12
00:02:01,250 --> 00:02:02,850
‫یه چیزی عجیبه.

13
00:02:05,470 --> 00:02:06,980
‫چ-چی؟

14
00:02:06,980 --> 00:02:08,980
‫اون که شکست خورده!

15
00:02:09,310 --> 00:02:11,370
‫اینجا چه خبره؟

16
00:02:11,370 --> 00:02:12,980
‫اون... اون...

17
00:02:13,230 --> 00:02:14,480
‫«اورهونـ»ـه!

18
00:02:16,400 --> 00:02:17,580
‫«لونا»؟

19
00:02:27,810 --> 00:02:30,160
‫تو با اژدهای سیاه جنگیدی؟!

20
00:02:30,160 --> 00:02:31,630
‫باید درمان بشی!

21
00:02:34,650 --> 00:02:35,740
‫«اورهون»؟

22
00:02:38,700 --> 00:02:41,140
‫بقیه کارا... با خودتون...

23
00:02:49,040 --> 00:02:52,450
‫چرا فقط «اورهون» زخمی و زیلی شده؟

24
00:02:54,110 --> 00:02:55,150
‫نکنه...

25
00:02:55,620 --> 00:02:57,780
‫تنهایی باهاش جنگیده؟

26
00:02:58,130 --> 00:03:00,340
‫شکستش دادی؟

27
00:03:00,340 --> 00:03:02,280
‫غیرممکنه! چه خبر شده؟

28
00:03:02,880 --> 00:03:03,970
‫جرأت داری منو نادیده نگیر!

29
00:03:03,970 --> 00:03:04,830
‫بسه!

30
00:03:04,830 --> 00:03:06,000
‫چی؟!

31
00:03:06,000 --> 00:03:09,460
‫تابلوئه که «اورهون» کسی بوده که اژدهای سیاه رو شکست داده.

32
00:03:09,930 --> 00:03:13,460
‫چرا دیگه نمی‌خوای ضعف خودت رو قبول کنی؟

33
00:03:13,460 --> 00:03:14,950
‫چی؟

34
00:03:14,950 --> 00:03:17,670
‫همیشه می‌خوای بهمون دستور بدی چیکار کنیم!

35
00:03:18,200 --> 00:03:20,380
‫«پیکسی»، خدمتش برس.

36
00:03:24,930 --> 00:03:28,180
‫ب-بدنم تکون نمی‌خوره...

37
00:03:29,970 --> 00:03:31,440
‫مبارزه دیگه تموم شده.

38
00:03:31,440 --> 00:03:33,070
‫تمومش کنید، هر دوتون.

39
00:03:39,740 --> 00:03:40,860
‫لعنتی!

40
00:03:44,530 --> 00:03:50,350
‫توی گزارشم در مورد سفر اکتشافی فقط می‌خوام از «اورهون» تعریف کنم!

41
00:03:51,330 --> 00:03:53,120
‫اون بهم شجاعت داد،

42
00:03:53,120 --> 00:03:56,210
‫و کمکم کرد اولین جادوی سطح بالام رو اجرا کنم.

43
00:03:56,590 --> 00:04:00,110
‫اون بهم یاد داد چطوری «ساختار موازی» بسازم...

44
00:04:00,110 --> 00:04:01,380
‫و...

45
00:04:02,020 --> 00:04:04,930
‫اژدهای سیاه خوفناک رو تنهایی شکست داد!

46
00:04:05,760 --> 00:04:08,310
‫دوباره جونم رو نجات داد...

47
00:04:08,990 --> 00:04:13,310
‫وقتی می‌جنگید خیلی خفن بود.

48
00:04:13,700 --> 00:04:16,920
‫در عین حال همیشه چهره‌ش خیلی مهربونه...

49
00:04:16,920 --> 00:04:19,790
‫نکنه به این میگن جذابیتِ تضاد شخصیتی؟

50
00:04:21,120 --> 00:04:22,320
‫برگشتم...

51
00:04:23,280 --> 00:04:26,510
‫آ-آبجی، خوش... اومدی...

52
00:04:29,830 --> 00:04:32,000
‫قیافه‌ش داغونه.

53
00:04:36,870 --> 00:04:40,590
‫خیلی وقت بود اینقدر خسته ندیده بودمش.

54
00:04:40,590 --> 00:04:44,340
‫حداقل قبل خواب یه دوش بگیر.

55
00:04:45,450 --> 00:04:46,840
‫بعداً...

56
00:04:49,350 --> 00:04:51,760
‫پس بیا با هم بریم حموم!

57
00:04:56,100 --> 00:04:59,120
‫آدم وقتی خسته‌ست باید دوش بگیره، نه؟

58
00:04:59,120 --> 00:05:01,500
‫مرسی، «سوفیا»!

59
00:05:02,990 --> 00:05:06,740
‫خیلی خوشحالم که امروز سالم موندی.

60
00:05:07,120 --> 00:05:09,200
‫همش به خاطر «اورهون» بود.

61
00:05:09,200 --> 00:05:11,740
‫امروز خیلی باحال بود، مگه نه؟

62
00:05:12,480 --> 00:05:14,240
‫راستی، «سوفیا».

63
00:05:14,240 --> 00:05:18,000
‫مبارزه «اورهون» با اژدهای سیاه به نظر تو چطور بود؟

64
00:05:18,360 --> 00:05:22,010
‫هان؟ خب، اون واقعاً قوی بود.

65
00:05:22,010 --> 00:05:24,380
‫آره، این واکنش طبیعیه.

66
00:05:24,720 --> 00:05:28,910
‫اون‌قدر قدرتش از ما بیشتره که من حتی نمی‌تونم درکش کنم.

67
00:05:28,910 --> 00:05:30,510
‫من درکش کردم.

68
00:05:30,510 --> 00:05:31,490
‫چی؟

69
00:05:32,010 --> 00:05:34,850
‫بگو ببینم چی فهمیدی!

70
00:05:34,850 --> 00:05:37,820
‫آروم باش، آ-آبجی!

71
00:05:40,800 --> 00:05:42,020
‫ببخشید...

72
00:05:43,010 --> 00:05:46,400
‫حرکات و جادوهاش فوق‌العاده بود،

73
00:05:46,400 --> 00:05:50,030
‫ولی فکر کنم بقیه‌ش همش اصول اولیه بود.

74
00:05:50,360 --> 00:05:52,440
‫اصول اولیه؟

75
00:05:52,440 --> 00:05:53,160
‫آره.

76
00:05:53,480 --> 00:05:59,750
‫دقیقاً همون چیزایی بود که در مورد نحوه جنگیدن مهاجم‌های پشتیبان و مدافع‌ها بهمون یاد داد.

77
00:06:00,000 --> 00:06:02,920
‫واسه همین کلی چیز یاد گرفتم!

78
00:06:02,920 --> 00:06:07,380
‫خیلی عجیبه که می‌تونه همه اون کارا رو تنهایی انجام بده، نه؟

79
00:06:08,080 --> 00:06:11,770
‫فکر می‌کردم هیچ‌وقت نمی‌تونم اون چاهِ بی‌تای قدرتی که

80
00:06:11,770 --> 00:06:15,390
‫توی جنگیدنِ «اورهون» دیدم رو درک کنم،

81
00:06:15,390 --> 00:06:17,470
‫ولی «سوفیا» فرق داشت.

82
00:06:17,920 --> 00:06:21,180
‫اون چیزی رو که دید به روش خودش فهمید.

83
00:06:22,100 --> 00:06:24,260
‫تو فوق‌العاده‌ای، «سوفیا».

84
00:06:24,260 --> 00:06:25,400
‫نه نیستم...

85
00:06:28,800 --> 00:06:30,400
‫این درست نیست.

86
00:06:30,400 --> 00:06:32,410
‫تو خیلی خفن‌تری، آبجی!

87
00:06:32,760 --> 00:06:34,000
‫«سوفیا»...

88
00:06:34,000 --> 00:06:37,660
‫من بیشتر از همه تو رو قبول دارم.

89
00:06:38,000 --> 00:06:39,870
‫تو روی پای خودت وایسادی.

90
00:06:39,870 --> 00:06:43,440
‫خیلی باحالی و کلی آدم روت حساب می‌کنن!

91
00:06:43,440 --> 00:06:46,950
‫می‌خوام مثل تو باشم!

92
00:06:49,890 --> 00:06:53,820
‫ولی زیاد به خودت فشار نیار، آبجی!

93
00:06:58,490 --> 00:07:00,940
‫آخ...

94
00:07:02,150 --> 00:07:04,000
‫تسکین درد!

95
00:07:13,050 --> 00:07:15,390
‫تموم تنم درد می‌کنه...

96
00:07:16,000 --> 00:07:17,740
‫حدس می‌زنم نزدیک ظهر باشه.

97
00:07:18,880 --> 00:07:21,740
‫هرچی نباشه دیروز تا آخرین حدِ توانم جنگیدم.

98
00:07:22,270 --> 00:07:27,460
‫شانس آوردم بعد از اون همه جادویی که زدم، عوارض بدی نداشته.

99
00:07:31,490 --> 00:07:32,770
‫«سلما»؟

100
00:07:37,600 --> 00:07:39,440
‫ببخشید امروز مزاحمت شدم.

101
00:07:39,440 --> 00:07:40,730
‫حالت چطوره؟

102
00:07:41,290 --> 00:07:43,280
‫همون‌طور که می‌بینی، خوبم.

103
00:07:44,010 --> 00:07:46,890
‫ممنون که تا اینجا اومدی.

104
00:07:50,000 --> 00:07:55,710
‫به لطف تو، سفر اکتشافی و آموزشیمون رو بدون تلفات تموم کردیم.

105
00:07:55,710 --> 00:07:57,240
‫ما بهت مدیونیم.

106
00:07:57,240 --> 00:07:59,100
‫انقدر تعظیم نکن!

107
00:07:59,100 --> 00:08:01,750
‫یکی مثل تو نباید...

108
00:08:01,750 --> 00:08:04,240
‫مقام من مهم نیست.

109
00:08:04,240 --> 00:08:09,420
‫تو من و اعضای تازه‌کارمون رو نجات دادی.

110
00:08:09,420 --> 00:08:11,510
‫نمی‌دونم چطوری ازت تشکر کنم.

111
00:08:11,860 --> 00:08:13,060
‫«سلما»...

112
00:08:16,640 --> 00:08:17,750
‫راستش...

113
00:08:19,120 --> 00:08:22,000
‫می‌تونی همین الان بیای به کلنِ ما؟

114
00:08:22,000 --> 00:08:24,390
‫رئیسمون می‌خواد ببینتت.

115
00:08:24,710 --> 00:08:28,400
‫باشه. امروز کار خاصی ندارم.

116
00:08:32,000 --> 00:08:33,940
‫سریع میرم سر اصل مطلب.

117
00:08:33,940 --> 00:08:36,410
‫دوست داری عضو «خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» بشی؟

118
00:08:37,080 --> 00:08:39,000
‫ما می‌خوایم به عنوان مهاجم خط مقدم خدمت کنی

119
00:08:39,000 --> 00:08:42,040
‫برای واحد ۱، قوی‌ترین تیم کلنِ ما.

120
00:08:43,040 --> 00:08:45,920
‫و من می‌خوام تو رو به عنوان یکی از معاون‌های کلن پیشنهاد بدم.

121
00:08:46,470 --> 00:08:47,490
‫معاون؟

122
00:08:47,490 --> 00:08:49,920
‫من خیلی جوونم...

123
00:08:49,920 --> 00:08:53,160
‫تو تجربه و قدرت کافی رو داری، حتی بیشتر از کافی.

124
00:08:53,160 --> 00:08:56,670
‫و باسواد، جدی و سخت‌کوشی.

125
00:08:56,670 --> 00:08:59,080
‫چیزی که برای معاون بودن لازمه رو داری.

126
00:09:01,920 --> 00:09:03,790
‫موافقی، مگه نه، «سلما»؟

127
00:09:03,790 --> 00:09:04,690
‫بله.

128
00:09:05,540 --> 00:09:10,320
‫من دوست دارم برای حمایت از کلن با شما کار کنم.

129
00:09:11,380 --> 00:09:16,790
‫معمولاً، هر کسی واسه همچین پیشنهادی بال درمیاره، اما...

130
00:09:17,290 --> 00:09:18,550
‫شرمنده.

131
00:09:18,550 --> 00:09:21,080
‫می‌شه بهم یکم زمان بدید؟

132
00:09:23,440 --> 00:09:26,330
‫البته. هر چقدر می‌خوای فکر کن.

133
00:09:27,290 --> 00:09:28,720
‫ممنونم.

134
00:09:30,030 --> 00:09:30,840
‫پس من دیگه رفع زحمت می‌کنم.

135
00:09:31,120 --> 00:09:35,590
‫آهان، راستی انجمن ماجراجویان هم کارت داره.

136
00:09:36,030 --> 00:09:39,040
‫خیلی خب. میرم اونجا.

137
00:09:47,710 --> 00:09:52,360
‫باورم نمیشه «خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» می‌خوان منو استخدام کنن...

138
00:09:53,360 --> 00:09:56,160
‫یعنی دوباره هم‌رزم پیدا می‌کنم؟

139
00:09:59,740 --> 00:10:01,570
‫اون‌قدرام خنده‌دار نیست، پیرمرد.

140
00:10:01,570 --> 00:10:03,490
‫ببخشید.

141
00:10:03,490 --> 00:10:06,640
‫آخه همیشه خیلی بزرگونه رفتار می‌کنی.

142
00:10:06,640 --> 00:10:11,250
‫خوبه که برای یه بار هم که شده مطابق سن و سالت رفتار کنی.

143
00:10:11,840 --> 00:10:14,830
‫من در مورد این قضیه جدی‌ام، میدونی که.

144
00:10:14,830 --> 00:10:19,120
‫درسته که به نظر میاد خیلی قبولم دارن.

145
00:10:19,120 --> 00:10:19,890
‫اما...

146
00:10:19,890 --> 00:10:24,630
‫ممکنه دوباره تهش ازت سوءاستفاده کنن و دورت بندازن.

147
00:10:24,630 --> 00:10:25,390
‫آره.

148
00:10:25,630 --> 00:10:28,360
‫شاید «سوءاستفاده» کلمه قشنگی نباشه،

149
00:10:28,360 --> 00:10:31,450
‫اما فکر می‌کنم حمایت کردن از همدیگه

150
00:10:31,450 --> 00:10:36,530
‫و جبران ضعف‌های همدیگه، راهیه که آدما رشد می‌کنن.

151
00:10:37,010 --> 00:10:40,030
‫موافقم. اما...

152
00:10:40,460 --> 00:10:43,660
‫پس یکم بیشتر در موردش فکر کن.

153
00:10:47,620 --> 00:10:50,670
‫بد موقعی اومدم...

154
00:10:51,180 --> 00:10:54,490
‫پس اژدهای سیاه تو طبقه ۵۰ ظاهر شده،

155
00:10:54,490 --> 00:10:56,800
‫و شنیدم که تو تنهایی شکستش دادی.

156
00:10:57,230 --> 00:10:59,300
‫بله، درسته.

157
00:10:59,300 --> 00:11:01,760
‫تنهایی؟ نه بابا.

158
00:11:01,760 --> 00:11:06,360
‫ما قبلاً ضعیفش کرده بودیم، تو فقط شانس آوردی ضربه آخر رو زدی.

159
00:11:06,360 --> 00:11:10,060
‫شانس آوردی. ما جونت رو نجات دادیم.

160
00:11:10,450 --> 00:11:11,810
‫خفه شو. به تو ربطی نداره.

161
00:11:11,810 --> 00:11:12,760
‫چی؟

162
00:11:12,760 --> 00:11:13,940
‫«دریک».

163
00:11:16,840 --> 00:11:19,190
‫رئیس انجمن، اجازه هست؟

164
00:11:22,490 --> 00:11:28,450
‫«الیور»، چرا با افسونگرِ جدیدت صاف رفتی طبقه ۹۲؟

165
00:11:28,450 --> 00:11:30,960
‫فکر کردی چون بارها اونجا بودی کار آسونیه؟

166
00:11:32,460 --> 00:11:33,720
‫راست میگم، نه؟

167
00:11:34,240 --> 00:11:36,030
‫بارها بهت گفته بودم

168
00:11:36,030 --> 00:11:39,310
‫که خطرناکه قبل از قوی‌تر شدن بری جلو.

169
00:11:39,310 --> 00:11:42,970
‫خیلی وقتا تو طبقات عمیق پیش اومده که یکی تا پای مرگ رفته.

170
00:11:43,250 --> 00:11:45,540
‫واسه همین یه افسونگر جدید گرفتیم.

171
00:11:45,540 --> 00:11:48,760
‫با کسی که جادوی پشتیبانیش قوی‌تر از تو بود،

172
00:11:48,760 --> 00:11:50,980
‫فرض کردم می‌تونیم عمیق‌تر بریم.

173
00:11:51,280 --> 00:11:53,950
‫پس واسه همین منو اخراج کردی.

174
00:11:53,950 --> 00:11:56,270
‫بابت اون عصبانی نیستم.

175
00:11:56,270 --> 00:12:00,110
‫چیزی که عصبانیم می‌کنه اینه که چقدر افسونگرها رو دست کم می‌گیری.

176
00:12:00,110 --> 00:12:01,970
‫من دقیقاً می‌دونم ارزششون چقدره!

177
00:12:01,970 --> 00:12:04,240
‫افسونگر مهمه، واسه همینه که یکی جدیدش رو گرفتم!

178
00:12:05,840 --> 00:12:08,200
‫پس چرا از طبقات عمیق شروع کردی؟

179
00:12:08,200 --> 00:12:10,270
‫می‌دونی چقدر تمرکز لازم داره

180
00:12:10,270 --> 00:12:12,750
‫واسه یه افسونگر وقتی داره سیاه‌چال‌گردی می‌کنه؟

181
00:12:13,910 --> 00:12:17,030
‫کل کاری که افسونگر باید بکنه اینه که یه جای امن بشینه

182
00:12:17,030 --> 00:12:19,790
‫و وقتی بافِ اولی تموم شد یه باف دیگه بندازه.

183
00:12:19,790 --> 00:12:21,180
‫خیلی هم ساده‌ست!

184
00:12:21,630 --> 00:12:24,510
‫جدی میگی؟

185
00:12:25,970 --> 00:12:28,510
‫معلومه، حقیقت همینه!

186
00:12:30,190 --> 00:12:31,990
‫باورم نمیشه.

187
00:12:33,920 --> 00:12:36,000
‫«الیور»، ۶۱ ثانیه.

188
00:12:36,000 --> 00:12:38,190
‫«آنلی»، ۱۳۴ ثانیه.

189
00:12:38,190 --> 00:12:40,530
‫«دریک»، ۱۸۶ ثانیه.

190
00:12:41,210 --> 00:12:43,780
‫این مدت زمان اثر جادوهاتونه.

191
00:12:45,280 --> 00:12:48,760
‫یه افسونگر باید حواسش به همه اینا باشه تا باف‌ها رو تمدید کنه،

192
00:12:48,760 --> 00:12:51,860
‫تازه به بقیه اعضای تیم هم دستور بده.

193
00:12:51,860 --> 00:12:54,920
‫کجای این کار آسونه؟ بنال دیگه، «الیور»!

194
00:13:02,920 --> 00:13:07,680
‫«سوفیا»، چیزی شنیدی که «اورهون» بعدش می‌خواد چیکار کنه؟

195
00:13:08,120 --> 00:13:10,280
‫نه، هیچی.

196
00:13:10,280 --> 00:13:14,680
‫دیروز اصلاً فرصت نکردیم باهاش حرف بزنیم.

197
00:13:15,200 --> 00:13:18,940
‫فکر می‌کنی عضو «خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» بشه؟

198
00:13:18,940 --> 00:13:21,220
‫تو هم همین حس رو داری، نه؟

199
00:13:21,220 --> 00:13:23,120
‫داشتیم همینو می‌گفتیم!

200
00:13:23,120 --> 00:13:24,370
‫درسته، «سوفیا»؟

201
00:13:24,370 --> 00:13:25,950
‫آ-آره.

202
00:13:25,950 --> 00:13:28,450
‫پس چرا دوتایی با هم بهش نگیم؟

203
00:13:28,450 --> 00:13:30,420
‫فکر معرکه‌ایه!

204
00:13:30,420 --> 00:13:33,150
‫ولی کجاست؟

205
00:13:33,150 --> 00:13:35,960
‫شاید خواهرم بدونه!

206
00:13:43,520 --> 00:13:44,880
‫«اورهون دورا»...

207
00:13:45,550 --> 00:13:48,790
‫خیلی دلم می‌خواد که به گروه ما ملحق بشه.

208
00:13:49,480 --> 00:13:55,230
‫ولی یعنی اون دوباره دلش هم‌رزم می‌خواد؟

209
00:13:56,440 --> 00:14:00,270
‫اون که بدون بقیه هم کارش راه می‌افته.

210
00:14:00,790 --> 00:14:02,110
‫تازه...

211
00:14:02,520 --> 00:14:04,820
‫جادوم روش اثر نداره؟

212
00:14:04,820 --> 00:14:06,110
‫من به باف‌های تو نیازی ندارم!

213
00:14:06,110 --> 00:14:07,490
‫اونا فقط تمرکزم رو روی عادت‌هام به هم می‌ریزن!

214
00:14:07,960 --> 00:14:10,890
‫اون به کمک من نیازی نداره.

215
00:14:11,530 --> 00:14:15,820
‫اون کسیه که تو حال حاضر خیلی خیلی از من قوی‌تره.

216
00:14:16,920 --> 00:14:22,200
‫اون‌وقت من بهش گفتم دوست دارم «برای حمایت از کلن باهاش کار کنم»، هان؟

217
00:14:22,200 --> 00:14:23,750
‫آبجی!

218
00:14:26,250 --> 00:14:28,110
‫چی شده، «سوفیا»؟

219
00:14:28,110 --> 00:14:31,510
‫خونه «اورهون» رو بلدی؟

220
00:14:31,510 --> 00:14:36,740
‫می‌خوایم بریم ببینیمش و ازش بخوایم عضو خرگوش‌ها بشه!

221
00:14:38,050 --> 00:14:39,770
‫جدی میگی؟

222
00:14:40,660 --> 00:14:43,270
‫منم دلم می‌خواد بیاد پیش ما، اما...

223
00:14:43,920 --> 00:14:48,620
‫اما با قدرتی که اون داره، نیازی به ما نداره.

224
00:14:50,310 --> 00:14:54,540
‫تازه، با این سطحی که ما داریم، فقط دست‌ و پاش رو می‌بندیم.

225
00:14:55,120 --> 00:14:56,990
‫اینو می‌دونیم.

226
00:14:57,790 --> 00:15:01,120
‫ولی بازم می‌خوام که به گروهمون بیاد!

227
00:15:01,120 --> 00:15:04,790
‫فکر کنم فقط بودن کنارش بهم نشون میده که چه چیزایی رو باید یاد بگیرم!

228
00:15:05,020 --> 00:15:06,220
‫آره!

229
00:15:06,220 --> 00:15:11,300
‫خیلی حال میده چون وقتی بهت آموزش میده، می‌تونی کلی قوی‌تر بشی!

230
00:15:11,530 --> 00:15:16,620
‫م-من دوست دارم بیشتر کنارمون باشه...

231
00:15:17,550 --> 00:15:18,950
‫بچه‌ها...

232
00:15:19,860 --> 00:15:23,070
‫شاید الان سر بارِش باشیم، درسته.

233
00:15:23,070 --> 00:15:25,530
‫ولی یه روزی قوی می‌شیم

234
00:15:25,530 --> 00:15:29,190
‫و کاری می‌کنیم که ما رو به عنوان هم‌رزمش قبول کنه!

235
00:15:29,740 --> 00:15:31,210
‫درسته.

236
00:15:31,640 --> 00:15:35,450
‫می‌تونم فقط ازش یاد بگیرم و قوی‌تر بشم!

237
00:15:36,140 --> 00:15:38,950
‫انگار زیادی داشتم سخت می‌گرفتم.

238
00:15:39,600 --> 00:15:42,670
‫اون رفت انجمن ماجراجویان. اگه عجله کنید...

239
00:15:42,670 --> 00:15:43,780
‫حله! مرسی!

240
00:15:43,780 --> 00:15:44,960
‫ممنون!

241
00:15:44,960 --> 00:15:46,570
‫بریم!

242
00:15:57,560 --> 00:16:02,110
‫پس حالا قراره در مورد جریمه‌ی تله‌پورتِ اجباری حرف بزنن، نه؟

243
00:16:02,110 --> 00:16:03,600
‫انگار بدجور تو هچل افتادن.

244
00:16:07,270 --> 00:16:09,220
‫احساس خستگی می‌کنم.

245
00:16:12,360 --> 00:16:13,280
‫اونا نیستن؟

246
00:16:14,580 --> 00:16:16,200
‫اینجا چیکار می‌کنن؟

247
00:16:20,680 --> 00:16:22,370
‫خودشه!

248
00:16:25,270 --> 00:16:27,130
‫«اورهون»!

249
00:16:27,130 --> 00:16:28,940
‫آقا!

250
00:16:33,380 --> 00:16:34,770
‫لعنتی...

251
00:16:34,770 --> 00:16:37,050
‫تازه دارم اثراتِ صدمه‌های دیروز رو حس می‌کنم.

252
00:16:37,800 --> 00:16:40,510
‫اصلاً چرا دارم فرار می‌کنم؟

253
00:16:40,510 --> 00:16:42,240
‫«اورهون»؟

254
00:16:42,240 --> 00:16:43,720
‫می‌خوایم حرف بزنیم!

255
00:16:43,720 --> 00:16:45,070
‫کجایی؟

256
00:16:45,650 --> 00:16:47,590
‫از این طرف!

257
00:16:47,590 --> 00:16:48,650
‫نه!

258
00:16:56,640 --> 00:16:57,850
‫«اورهون»!

259
00:16:58,000 --> 00:16:59,910
‫«اورهون»!

260
00:17:01,150 --> 00:17:02,410
‫کجا رفت؟

261
00:17:02,910 --> 00:17:04,400
‫بیا اون‌ور رو بگردیم!

262
00:17:04,400 --> 00:17:05,120
‫آره.

263
00:17:05,920 --> 00:17:08,300
‫«اورهون»!

264
00:17:09,160 --> 00:17:10,050
‫آخیش.

265
00:17:15,660 --> 00:17:16,640
‫هان؟

266
00:17:16,640 --> 00:17:17,930
‫اینجا نیست.

267
00:17:23,030 --> 00:17:24,640
‫عجیبه.

268
00:17:24,640 --> 00:17:26,530
‫مطمئنم اومد این طرفی...

269
00:17:28,170 --> 00:17:32,190
‫چرا داری ازشون فرار می‌کنی؟

270
00:17:32,640 --> 00:17:37,450
‫تصمیم گرفتم که دیگه عضو هیچ گروهی نشم.

271
00:17:37,790 --> 00:17:41,610
‫ولی این‌جوری که ناراحت میشن.

272
00:17:42,080 --> 00:17:45,120
‫پس داری ازشون دوری می‌کنی؟

273
00:17:47,910 --> 00:17:50,590
‫به نظر میاد خیلی برات مهمن.

274
00:17:53,100 --> 00:17:54,570
‫عجیبه.

275
00:17:54,570 --> 00:17:57,840
‫چرا داره از دستمون قایم میشه؟

276
00:17:57,840 --> 00:18:02,100
‫شاید نمی‌خواد عضو «خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» بشه.

277
00:18:02,100 --> 00:18:06,350
‫واسه همینه که داریم همگی می‌ریم ازش خواهش کنیم، درسته؟

278
00:18:06,350 --> 00:18:10,860
‫ا-اگه یهو بگه نه چی؟

279
00:18:10,860 --> 00:18:15,610
‫اون‌وقت من از گروه خرگوش‌ها استعفا میدم و شاگرد خودش می‌شم!

280
00:18:15,610 --> 00:18:18,480
‫قبول نیست! منم میام خب!

281
00:18:18,480 --> 00:18:20,370
‫و البته، «سوفیا» هم میاد، مگه نه؟

282
00:18:21,040 --> 00:18:22,460
‫امم...

283
00:18:22,460 --> 00:18:27,120
‫من دلم نمی‌خواد باهاش خداحافظی کنم.

284
00:18:28,040 --> 00:18:31,370
‫به نظر میاد خیلی قبولت دارن.

285
00:18:31,370 --> 00:18:33,160
‫بسه دیگه، پیرمرد.

286
00:18:33,160 --> 00:18:33,920
‫من...

287
00:18:33,920 --> 00:18:41,070
‫وقتی دویدی اینجا، قیافه‌ت جوری بود که انگار بدتم نیومده.

288
00:18:43,430 --> 00:18:48,450
‫می‌دونم دنبال جایی می‌گردی که خونه‌ت باشه.

289
00:18:48,450 --> 00:18:52,470
‫ولی فکر می‌کنم لازم نیست تنها باشی.

290
00:18:52,470 --> 00:18:56,670
‫می‌تونی اون جا رو کنار بقیه پیدا کنی.

291
00:18:57,170 --> 00:18:58,650
‫جایی که خونه‌م باشه؟

292
00:19:09,310 --> 00:19:10,960
‫«اورهون»؟

293
00:19:12,160 --> 00:19:13,460
‫«سوفیا»!

294
00:19:14,420 --> 00:19:18,670
‫امم، ممنون که دیروز نجاتمون دادی!

295
00:19:18,670 --> 00:19:19,840
‫اوه، نه...

296
00:19:19,840 --> 00:19:22,250
‫کل روز داشتیم دنبالت می‌گشتیم!

297
00:19:22,250 --> 00:19:24,350
‫کجا بودی؟

298
00:19:25,080 --> 00:19:28,850
‫امم... داشتم تو شهر می‌چرخیدم.

299
00:19:28,850 --> 00:19:32,160
‫این موقع شب اینجا چیکار می‌کنی؟

300
00:19:32,160 --> 00:19:34,840
‫اینجا نزدیک مقرِ کلنِ ماست.

301
00:19:34,840 --> 00:19:37,360
‫یکی از پاتوق‌های مورد علاقمه.

302
00:19:37,680 --> 00:19:38,880
‫پاتوق؟

303
00:19:38,880 --> 00:19:40,040
‫آره.

304
00:19:40,040 --> 00:19:43,450
‫ماه از اینجا خیلی قشنگه.

305
00:19:45,180 --> 00:19:49,470
‫دیدی حتی وقتی همه‌جا ظلماتِ مطلقه،

306
00:19:49,470 --> 00:19:52,370
‫ماه باز چقدر پرنور می‌درخشه؟

307
00:19:52,720 --> 00:19:58,380
‫واسه همین حس می‌کنم وقتی به ماه نگاه می‌کنم، بهم قدرت میده.

308
00:19:58,910 --> 00:20:03,190
‫می‌دونی اسم «خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» از کجا اومده؟

309
00:20:03,190 --> 00:20:04,010
‫نه...

310
00:20:04,010 --> 00:20:08,480
‫به ماه میگن «راهنمای شب».

311
00:20:08,480 --> 00:20:09,540
‫و...

312
00:20:09,540 --> 00:20:14,020
‫«خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» می‌خوان راهنمای ماجراجوها باشن.

313
00:20:14,380 --> 00:20:17,160
‫اسممون از اینجا اومده.

314
00:20:18,010 --> 00:20:19,450
‫یه راهنما...

315
00:20:21,480 --> 00:20:25,920
‫یه بار با یکی در مورد این موضوع حرف زده بودم...

316
00:20:27,490 --> 00:20:29,780
‫ا-امم... «اورهون»!

317
00:20:30,290 --> 00:20:34,540
‫میشه لطفاً عضو «خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» بشی؟!

318
00:20:34,540 --> 00:20:38,540
‫من دلم می‌خواد پیش تو بمونم!

319
00:20:40,020 --> 00:20:41,660
‫راستی، «سوفیا».

320
00:20:41,660 --> 00:20:45,060
‫گروه «خرگوش‌های نقره‌ای» برای تو چه جور جاییه؟

321
00:20:45,060 --> 00:20:47,820
‫ب-برای من؟

322
00:20:47,820 --> 00:20:48,810
‫آره.

323
00:20:49,180 --> 00:20:51,080
‫خب...

324
00:20:51,800 --> 00:20:56,860
‫کلی چیز بهم یاد دادن،

325
00:20:56,860 --> 00:20:59,190
‫کلی لحظات شاد بهم هدیه دادن...

326
00:20:59,190 --> 00:21:03,460
‫می‌تونم با افتخار بگم اونجا خونه‌مه!

327
00:21:03,460 --> 00:21:06,360
‫برای من، اونجا جاییه که واقعاً بهش تعلق دارم!

328
00:21:08,850 --> 00:21:11,580
‫جایی که بهش تعلق داری...

329
00:21:19,100 --> 00:21:21,050
‫مثل اینکه جوابتو گرفتی.

330
00:21:21,050 --> 00:21:22,920
‫بله، «وینس»...

331
00:21:23,490 --> 00:21:25,260
‫نه، یعنی رئیس.

332
00:21:26,290 --> 00:21:29,460
‫لطفاً بذارید به «خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» ملحق بشم.

333
00:21:32,800 --> 00:21:34,270
‫خوشحال می‌شیم داشته باشیمت.

334
00:21:36,660 --> 00:21:39,520
‫تبریک میگم، «اورهون»!

335
00:21:39,520 --> 00:21:41,460
‫اینم یونیفرمِ انجمنِ تو!

336
00:21:41,460 --> 00:21:43,400
‫پرو کن ببین اندازه‌ته!

337
00:21:43,400 --> 00:21:45,430
‫«سوفیا»، راست میگی؟

338
00:21:45,430 --> 00:21:46,000
‫آره!

339
00:21:46,000 --> 00:21:47,410
‫هورا!

340
00:22:02,010 --> 00:22:05,480
‫از حالا به بعد، من عضوی از «خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» هستم.

341
00:22:06,300 --> 00:22:08,540
‫مشتاق همکاری با شما هستم.

